خرید بک لینک
کوزه پاپیونو کشیدم

سارا زنگ زد باید مامانشو میبرد دکتر

ساعتای 6/5 7 رفتم خونه منا

تا 9

چقدر دقیق شده بودم تو صورتش!

خیلی داغون بود

میگفت زندگیش خیلی بد شده

میگفت هیچکی بهش علاقه نداره

میگفت کار زیاد هم قیافشو خراب کرده هم خودشو

فرداشب باز خواستگار دارم

خستم

برم نقاشی کنم یکم

برچسب: نویسنده: مانی زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 4:20

همین

کوه

کاپتان بلک

کافه

...

خدانگهدار

برچسب: نویسنده: مانی زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 4:20

و فقط تویی که میدونی چجوری منو احیا کنی تو لحظه هایی که مردموقتی با یک نخ خیلی نازک به دنیای مزخرف ادما وصلم یهو دستمو میگیری و میکشی سمت خودت بزار اونقدر گریه کنم که سبک شم خدایا تو این لحظه ها تنهام نزار میدونی چی آرومم میکنه آغوشتو ازم نگیر

برچسب: نویسنده: مانی زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 4:20

صفحه بندی